محمد بن أبي بكر الزهري الغرناطي ( مترجم : حسين قره چانلو )

130

كتاب الجغرافية ( فارسى )

ستوان « 1 » است . 145 - از شگفتىهاى شهر بلخشان و ستوان . اين‌كه كوه بزرگ سنگى در آن‌جاست و سنگ بلخشى « 2 » كه نوعى ياقوت است از آن استخراج مىگردد و از نظر ظاهرى از ياقوت زيباتر و شفاف‌تر و درخشان‌تر است . از خوبى اين ياقوت اين‌كه اگر كسى آن را در كف دستش نگه دارد ، به لحاظ لطيف بودن اجزا و شفاف بودنش ، خيال مىكند كه آن آب است . اين سنگ به هنگام شب بيش از روز روشنايى مىدهد ، ولى چيزى از خواصّ ياقوت برهمانى در آن نيست و از آن فقط به‌خاطر زينتش استفاده مىشود . هرگاه در آتش افتد ساعتى كه بگذرد فورا آهك مىشود و به اصلش بازمىگردد ، زيرا اصل آن از آهك است . اين كوه از طرف صاحب بلخشان ، أمنا و حاجب هايى دارد و هر موقع كسى بخواهد براى جست و جوى ياقوت از آن بالا برود ، بايد براى يك شبانه روز صد دينار طلا بپردازد . سپس با مردانش بالا مىرود ، و آن‌ها سطح كوه و اطرافش را مىكنند . كسى كه خداوند چيزى به او عطا كند بيش از يك يا دو ذراع را در طول و عرض نمىكند و از اين سنگ‌ها به ارزش هزار و پانصد دينار به دست مىآورد . گاهى خداوند به كسى ده سنگ يا بيش‌تر و كم‌تر مىدهد ، و چه بسا چيزى نمىيابد و شب و روزش را بيهوده از دست مىدهد ، و چه بسا به مقدار كرايه‌اش بيرون مىآورد [ استخراج مىكند ] و چه بسا هم كه چيزى به دست نمىآورد و در كرايه هم ضرر مىبيند . گروهى از اين كوه ثروتمند شده‌اند و گروهى ديگر فقير گشته‌اند . اين [ پ r 29 ] كوهى است كه

--> - آن را بدخشان خوانند ( ر . ك : مسالك و ممالك ، اصطخرى ، ص 217 ؛ صورة الارض ، ابن حوقل ، ( ترجمه ) ، ص 181 ) . ( 1 ) . Satwan در پاورقى كتاب به سنوان هم تصحيح شده است . اين ستون بايد همان شهرى باشد كه به آن ديزه مىگفتند و در ربع مرو خراسان قرار داشته و آن را در اصل سنوان Sinvans مىگفتند ( سرزمين‌هاى خلافت شرقى ، گاى لسترنج ، ص 431 ) . ( 2 ) . همان ياقوت بدخشانى بوده است ( ر . ك : سرزمين‌هاى خلافت شرقى ، ص 465 ) .